محیا

کارگردان اکبر خواجویی

دکتر جاوید در مراسم ختم استادش در قبرستان با دختر جوانی آشنا می شود اما نمی تواند با او صحبت کند. او با مهران نامزد خواهر جاوید- مرجان- به خانه می آیند و درآن جا با شهره دختر خاله جاوید مواجه می شوند که در ظاهر به بهانه کنکور از شیراز به تهران آمده ولی در اصل بخاطر عشقش به جاوید آمده تا جوابی بگیرد.جاوید به شهره توجهی ندارد و در پی یافتن دختری که در قبرستان دیده است بر می آید  اما متوجه می شود که او همکار جاوید در بیمارستان است.نام دختر محیا است . جاوید در فرصتی از او خواستگاری می کند اما محیا درخواست جاوید را رد می کند و برای او فاش می سازد که شغل پدر و مادر محیا مرده شوری است و هیچ کس راضی نمی شود تا با خانواده ای این چنین وصلت کند. جاوید برای گرفتن جواب به خانه محیا می رود اما درآن جا توسط کرم – پسر دایی و خواستگار قلچماق محیا- کتک می خورد.در این اثنا شهره متوجه می شود که جاوید به او توجهی نداردو به شهرشان باز می گردد.کرم محیا را تهدید می کند که در صورت اصرار دکتر او را خواهد کشت.محیا به همین دلیل برای جاوید شرطی را تعیین می کند: جاوید باید هفت مرده را بشوید و کفن کند تا محیا به او جواب دهد.

 

جاوید برای اجرای این شرط به سراغ استادش –که به نوعی مرادش است- می رود و استاد آدرس میرطاهر غسال یک ده دور افتاده را به جاوید می دهد. جاوید به ده می رود و همراه با میرطاهر در غسالی همراه می شود و نیز با مردمی آشنا می شود که با مرگ به عنوان واقعیت  زندگی مواجه هستند.بالاخره با مرگ میر طاهر هفتمین جسد توسط جاوید غسل داده می شود و جاوید برای دیدن محیا و گرفتن جواب نهایی با محیا قرار می گذارد اما کرم که مطلع شده جاوید و محیا را زخمی می کند.در انتها محیا منتظر جاوید می ماند.

فیلم محیا یک مینی فیلم فارسی است که در دل خود پیامی از جانب مرگ نسبت به زندگی دارد. در این فیلم جاوید به یک نگاه عاشق محیا می شود و چون پسر پولدار ماجرا است باید عاشق دختر فقیر مرده شور شود و بعد از کمی درگیری با چاشنی کتک و عشق و عاشقی ناگهان یک هفت خوان رستم در برابر جاوید گشوده می شود و جاوید تحت تاثیر تعلیمات استادی که معلوم نیست این همه حرف نگفته را از کدام کتاب و منبع ارایه می دهد باید ارزش مرگ را بجای زندگی دریابد و بعد بیاید تا محیا را از چنگ دیوی به نام کرم برهاند.

فیلم بیانیه ای راجع به مرگ دارد که زندگی را درمقابله با آن قرار می دهد. این که مخاطب به یاد مرگ باشد بسیار خوب است اما تجلیل از مرگ  و یافتن آرامش ابدی در جهانی دیگر برای جامعه جوانی که بیش از هرچیزی به امید نیاز دارد در برهه فعلی شاید خیلی مناسب نباشد.فیلم از میانه، بعد از تعیین آزمون محیا در وادی دیالوگهای کلیشه ای می غلطد و چندان در این وادی باقی می ماند که اصل ماجرا یعنی ازدواج با یک دختر غسال به مبارزه برای تصاحب محیا بدل می شود.با این همه فیلم محیا علیرغم ضعفهای یاد شده فیلمی است سالم است و به نظر می رسد در حد و اندازه یک فیلم متوسط می تواند پیام   درونی اش را با کمک چند ستاره و فضای دوگانه اش به تماشاگر القاء کند.