تبليغاتX
<-BlogAndPosttitle->

 

قاطی نامه

به قاعده یک سوم از ماه مانده ایم بی حال و حس که فرموده بودیم حالی برایمان از فرنگ بیاورند. نیاوردند. شنیده بودیم سنه جدید که تحویلش میکنیم ، سنه نو باشد از آن رو که پول مفت به ما میدهند.ندادند. گفتیم یک چند خدمت نغاتیو کنیم بی قاعده،کمی خودمان باشیم و فیلمنامه کتابت کنیم و بفروشیم و قرانی چند برای زن و فرزند ابتیاع کنیم.نشد. حکما هر ننه قمر ماتحت نشسته ای بجای فیلمنامه نویس فیلمنامه می ترکاند و  نام خوددر مزرعه بلال  هنرمند ثبت میکند و ما را به خاک کاهو هم نمی خرد، گفتیم بعد از این جشنواره سیمرغ نشان کمی نفس تازه کنیم، خدم و حشم و ریز و درشت و چاکران و خاصان خواستند گزارشی از این سیمرغ پرانی ما بدهند به حضرات تا برایمان اگر آبی نشود نانی شود لیکن این همه کتابت نمودیم و هیچ نشد.ا آب به آسیابی ریختیم که قرار بود سالی دویست فیلم  صناعت کند.از عیدی و پاداش و کارانه آخر سال هم خبری نیست که نیست. حکما وضعی پیش آمده قمر در عقرب که طالب حلول سال نو ایم و بی رخت و لباس و پول مانده ایم چه کنیم رعیت گدا پرور گدا نمای گدا صفت را. نمیدانیم این شامورتی  بازی جدید است که درآورده اند جشنواره کودک نداریم یا داریم و ما بی خبریم. همدان است یا اصفهان ویا شیراز است ویا طبرستان. به قاعده هرکدام که باشد خوش باشد که برای ما گشتی است در میان فیلمهای کودکان و دماغ از حال بی حال ما میبرد.لیکن هیچ بنی بشری لام تاکام سخنی ازآن نگوید که گویی حرف مگو است و شب نامه یا اسرار قرامطه. یکی نیست بگوید که حکم این دقایق حکم دقیقه نود است که جخت  جشنواره لازم که میشویم از یاران همیشه در رکاب فیلمساز  کارآزموده تازه به دوران رسیده استفلام ( در عرب طلب فیلم نمودن است) میکنیم وکرور کرور خرج میکنیم که جشنواره امان پر بار باشد. این روزها که الحمدلله تب جشنواره نیز عرق نموده ، هرآنچه جشنواره در این ایام زمین مانده حکما میشود و  مشت لق هاب فطیر به ابن الکارگردانان معلوم الحال داده میشود. حال جماعتی فیلمی ببینند و بهمند و یا نفهمند  امری است علی حده. خدا به صناعت فیلمسازی رحم کناد.

 

+ نوشته شده توسط فرزاد اژدری در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت |