سلام
من در حال رفتن به یک سفرکوتاه هستم.احتمالا میگین چقدر تو نیستی. ولی این بارهستم .نمی خوام برم گم و گوربشم و احتمالا تا هفته دیگه همین موقع ها اگه خدا بخواد در تهران خواهم بود. امیدوارم که نظراتتون بدرقه راهم باشه.برام دعا کنید. اینم یه نمی دونم شعر یا هرچی دیگه...فکر کنم باید برم یه وبلاگ شعر و شاعری بزنم به هرحال پیشاپیش از همه کسانی که هنرمند این عرصه هستند عذرخواهی میکنم:
به بلندای رفیع یک سرو
به چمنهای تر یک جنگل
به نفسهای لطیف کودک
قدر یک ثانیه در نور شدن
و به اندازه ترشی تمشک
و به اندازه خواب یک ابر
قدر لمس نوک پا با تن آب
قدر شادی دو چشم بی کس
وبه اندازه لبخندی نو
طرح نرمینه گیسو در باد
وبه قدر همه ی آن چه تویی
کمتر از من که هیچش نامند
من شادم
من هستم
من در تو
دل بستم
همه خوبی خوبان جهانی
همه هستی و منم هیچ کنار تو لطیف
همه دریایی و من واژه بی معنی آب
همه هستی توو من خاک بی نقش و نگار
تو بمان
تو بخواه
تو بگو
تو بخند
از ازل تا به ابد باشی و باش
رقص کن شاد بخند راحت باش
خلق کن عفو کن معجزه کن
رحم کن لطف نما آتش باش
در میان همه مستی و نشاط ازلی
وقت کردی کمی با من باش
کمی هم نظری برمن کن
کودک قلب مرا مامن باش
وقت کردی اگر...
سرزلف بادت
زیر نور ماهت
دل من منتظر است
وقت کردی...اگر...

