تبليغاتX
<-BlogAndPosttitle->

آن جا که بودم

 یک دارکوب کوچک اندام

دل درخت تناوری را می کند

آن جا که زندگی می کردم

پرستوی عاشق کوچکی بود

که روزانه بر انگشتان یک نوزاد

بوسه های نور می زد

آن جا که زنده بودم

فرشته ای نقاش بود

 که ابرهای رنگی را

به زمزمه خداوند افشان می کرد

 آن جا که بودم

چقدر خوب بود

چقدر آرام

 چقدر پر نور بود

سکوت بود

و در این سکوت بی نشان

فریاد عاشقانه تو بود

دمادم

بی دریغ

بی انتها

حیف که

دیگر آن جا نیستم

صد حیف....

 

+ نوشته شده توسط فرزاد اژدری در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت |

 

سلام :

 من برگشتم و به حول  و قوه الهی سالم و سلامت آمده ام تا باز زندگی کنم. در این مدت از همه عزیزانی که با نظرات خوبشون منو در دیدار وبم مشتاق نموده اند و به من روحیه داده اند ممنونم.

اینم یه مطلب جالب . تورو خدا تا تهش بخونید. خیلی به درد ما می خوره:

سایت عکس اصلی بدون مونتاژ و دستکاری:

persian.kargah.com/tehrani/archives/26a-11.jpg

سایت مطلب:

http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?15114

به نقل از سایت روزنامه کارگزاران کارگزاران:

سینما - ببخشید كه ما هنوز فكر می‌كنیم

سعید عقیقی: آنچه در نهایت مهم است وجود روشنفكر به عنوان شخصیت نمونه است؛ یعنی كسی كه مبشر آشكار دیدگاهی خاص است؛ كسی كه با وجود تمام موانع ممكن پیامش را با صراحت تمام به گوش مخاطبان خود می‌رساند. حرف من این است كه روشنفكران افرادی هستند برخوردار از هنر عرضه كردن، خواه از طریق گفتن باشد یا از طریق نوشتن، آموختن یا شركت در برنامه‌‌های تلویزیونی و دقیقا وجود همین هنر عرضه‌كردن در روشنفكر است كه بسیار اهمیت دارد؛ به طوری كه وجودش برای همگان مشهود است و این هم مستلزم قبول مسوولیت خطر است و هم مستلزم جسارت وآسیب پذیری. ادوارد سعید /نشانه‌های روشنفكران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد اژدری در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت |