خداوندگارا
تورا سپاس میگویم. به خاطر هرآنچه که به من حقیرترین موجود فانی ات عطا کرده ای.
تورا سپاس میگویم. به خاطر هر آن چه که از من ناتوان ترین وجود نامی ات گرفته ای.
تورا سپاس میگویم.به خاطر هر آن چه که کرده ام و خطا بود و به خاطر هر آن چه که تو کرده ای و روا بود.
تورا سپاس میگویم. که در این جهان بزرگ مرا کفایتی .که در این دریای سترگ مرا نهایتی .
تورا سپاس میگویم.که سپاس تو بر ستایش بندگان بی مقدار و ناتوان و زبون تو ارجح تر است و تورا به پرستیدن سزاوارتر.
نیاز منی .با چه زبان گویم که حاجت به زبان نیست .امید منی که بی تو زندگی نمی خواهم.دستهای خالی و خسته ام را بگیر که بی توان و توشه تو در برابر عالمی از گناه و فساد و شر و تاریکی تنهایم.
یکتای بی همتا.حجاب زمیانه بردار که با تو دمی بیاسایم . به دور از غیر و بیگانه.آه که چه دور آرزویی است و دیرینه خیالی.
از این که خدای منی .متشکرم.
+ نوشته شده توسط فرزاد اژدری در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت
|